تبلیغات بنری
نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2

موضوع: ازمریم حیدرزاده آرزوی نقاشی

  1. #1
    donya آواتار ها
    donya آنلاین نیست.offline

    تاریخ عضویت
    Oct 2012
    نوشته ها
    5,382
    تشکر
    9,353
    تشکر شده
    تشکر شده 5,201 بار در 2,894 ارسال
    دعوت شده
    در 5504 تاپیک
    نقل قول شده
    در 31 پست

    ازمریم حیدرزاده آرزوی نقاشی


    آرزوی نقاشی

    میان آبشارخاطراتم کنار بوته های گل نمی نشینم
    همیشه آرزو کردم که رنگ نگاه بوته گل را ببینم
    همیشه آرزو کردم که روزی برای لحظه ای نقاش باشم
    همیشه آرزویم بوده رویا ولیکن یک زمان ایکاش باشم
    همیشه این سوالم بوده مادر که رنگ لاله ها یعنی چه رنگی
    همیشه گفته بودی باغ سبز ولی رنگ خدا یعنی چه رنگی
    نگاه مادرم چون یاس می شد به پرسشهای من لبخند می زد
    زمانی رنگ سرخ لاله ها را به دنیای دلم پیوند می زد
    ولی من باز می پرسیدم از او که منظورت ز آبی چیست مادر
    همان رنگی که گفتی رنگ دریاست همان رنگی که گشته چشم از او تر
    ز اقیانوس بی طوفان چشمش صدای اشک ها را می شنیدم
    در آن هنگام در باغ تخیل رخ زیبای او را میکشیدم
    نگاهی سرخ اشکی آسمانی دوچشمانی به رنگ ارغوانی
    ولی من هر چه نقاشی کشیدم همه تصویری از رویای او بود
    و شاید چند خطی که نوشتم همه یک قطره از دریای او بود
    معلم آن زمان که عاشقانه کنار حرفهایت می نشینم
    همیشه آرزو کردم که روزی نگاه مهربانت را ببینم
    ببینم که کدامین دیدگانی مرا با حس دیدن آشنا کرد
    که دستان مرا تا اوج برد مرا از دور با چشمش صدا کرد
    ببینم که چه کس راز شفق را به چشمان وجود من نشان داد
    ببینم که کدامین مهربانی غبار غم رویایم تکان داد
    اگر چه من نگاهت را ندیدم ولی زیباییت را میشناسیم
    صدای موج روحت را ستاره دل دریاییت را میشناسم
    ز تو آموختم نقاشی عشق ز تو احساس را ترسیم کردم
    ز تب نور امید و موج دل را میان غنچه ها تقسیم کردم
    ولی من با مرور خاطراتم به اوج آرزوهایم رسیدم
    هم اینک لحظه ای نقاش هستم معلم را و مادر ا کشیدم
    ولی نقاش من کاغذی نیست برای رسم ابزاری ندارم
    کمی احساس را با جرعه ای عشق به روی برگ یاسی می گذارم
    دل نقاشیم تفسیر رویاست چرا تفسیر یک رویا نباشیم
    چرا رنگ غروبی سرخ باشیم چرا چون آبی دریا نباشیم
    اگر چه گشت شعرم بس مطول ولی نقاشیم را قاب کردم
    سحر شد خاطراتم نیز رفتند دوباره من زمان را خواب کردم




  2. #2
    سردبیر آواتار ها
    سردبیر آنلاین نیست.offline

    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    نام واقعیم
    حمید
    جمله ای زیبا از نظر من
    حیاءکلید هرخیری است
    بهترین اخلاقم
    شوخ بودن
    نوشته ها
    9
    تشکر
    0
    تشکر شده
    تشکر شده 4 بار در 3 ارسال
    دعوت شده
    در 0 تاپیک
    نقل قول شده
    در 0 پست
    چقدر زیاده :)
    اینم یه روزی بزرگ میشه...112//jhny78
    http://bahsazad.ir

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
سايت تفريحي - سرگرمي پت و مت بيش از سه سال هست که کار خودش رو براي ايجاد يک محيط صميمي و گرم براي لذت بردن شما دوستان عزيز آغاز کرده ، و اميدواريم در رسيدن به هدفمون که ايجاد لحظات شاد براي شماست موفق بوده باشيم !
Graphic: iakbar, Coding By: MR.Fazli
اين صفحه از پت و مت را
در گوگل محبوب کنيد