صورت بی نقاب


دو تا چش نیمه خواب

با خدا بی حساب


یه زمین بی حصار

اینا یعنی من

منم یعنی کم

یعنی دویدن

دوستی که غریبه س

روزام سخته ولی دنیام شیرین

تلخی رنگ ای کاشکی نی

رو تن تقویمم

من اینو فهمیدم

یه دنیاس که یه رو همه پس میدن

گرون واسه خودم

یه بوم واسه خدا

با رنگای قشنگ نه رنگای گلا

عمیقتر ببین یه دستم سفید

پ َ از من بپرس یا سنگر بگیر

تو جنگل که خون با خاکش گله

میوه ش حرف من درختش دلت

انتقام تا رنگش بره

نگام کن یکم نه از پنجره

سکوت کن دیگه روی سادگی ندو

سکوت کن می فهمی واقعیتو

اخم کن بهش لمس کن بچش

تلخیشو وقتی دست خورد بهش



بازم

این منم عابری که همه لحظه هاش

راه رقت

می گذرم و زیر پامم صدا برگه هاس

بازم

این منم یه عابری که همه لحظه هاش

می گذرم جا نمونی که دوری سهم ماست



همیشه همونی که همه چیشو باخت عقبیمه

اتفاق تو چار قدمیمه

تازه نیست برام از قدیمه

علنا وقتی نی پس خواب برا چیمه

باید باز باشن چشام و این دور و ورو بپان

به گ*ا بدم دور و ور و جلوترو بخوام

له کنم چیزایی که دیدم و

اینو خوب بلدم بکنم شروع بعد سه کام

حبس و بعد بدم مغز و رد

یکم اخم و بعد یه لبخند اومد

اون لابه لا ها انگار تکون خورد نیشت

هه اینجا خالیا گرون پر میشه

همون که بلدی َم

تو فک کن الکی َم

آ فکر اسم ابدی َم

خوشحالی جلو زدی از اینا که عقبیان

ولی من باز تو فکر بغلیم

همیشه عصا به دست

شبیه مسابقه س

زندگی یعنی تو تو یه مسیر اجباری

انگاری تخم جنگو واس ما چیدن و تو

گذشت یاد بگیر منم خوار گ***دنو



بازم

این منم عابری که همه لحظه هاش

راه رقت

می گذرم و زیر پامم صدا برگه هاس

بازم

این منم یه عابری که همه لحظه هاش

این منم یه عابری که همه لحظه هاش



موضوعات مشابه: