سلام دوست عزیز,به احترام شما مشاهده تصاویر و لینک ها بدون عضویت در سایت میسر می باشد ، اما باعث افتخار ما خواهد بود که عضوی از دوستان ما باشید

برای عضویت سریع روی این لینک کلیک کنید
برای بازیابی رمز عبور روی این متن کلیک کنید.

پت و مت و اعضای آن میزبان گرم شما خواهد بود

رادیو باران
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1
Like Tree1Likes
  • انجمن تفریحی و سرگرمی پت و مت 1 Post By Naz Gol

موضوع: بهترين شعر در مورد مادر

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر کل سایت
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    شماره عضویت
    89
    تیم مورد علاقه من
    ملی
    نوشته ها
    21,855
    تشکر
    13,835
    تشکر شده 13,191 بار در 6,003 ارسال
    دعوت شده
    در 10338 تاپیک
    نقل قول شده
    در 170 پست
    انجمن تفریحی و سرگرمی پت و مت انجمن تفریحی و سرگرمی پت و مت انجمن تفریحی و سرگرمی پت و مت انجمن تفریحی و سرگرمی پت و مت انجمن تفریحی و سرگرمی پت و مت انجمن تفریحی و سرگرمی پت و مت انجمن تفریحی و سرگرمی پت و مت انجمن تفریحی و سرگرمی پت و مت انجمن تفریحی و سرگرمی پت و مت انجمن تفریحی و سرگرمی پت و مت انجمن تفریحی و سرگرمی پت و مت

    بهترين شعر در مورد مادر

    به نظر من بهترين شعر را در مورد مادر استاد شهريار سروده است .

    شعري كه هر بار مي خوانم تمام بدنم مي لرزد



    آهسته باز از بغل پله ها گذشت
    در فكر آش و سبزي بيمار خويش بود
    اما گرفته دور و برش هاله ئي سياه
    او مرده است و باز پرستار حال ماست
    در زندگي ما همه جا وول ميخورد
    هر كنج خانه صحنه ئي از داستان اوست
    در ختم خويش هم بسر كار خويش بود
    بيچاره مادرم
    هر روز ميگذشت از اين زير پله ها
    آهسته تا بهم نزند خواب ناز من
    امروز هم گذشت
    در باز و بسته شد
    با پشت خم از اين بغل كوچه ميرود
    چادر نماز فلفلي انداخته بسر
    كفش چروك خورده و جوراب وصله دار
    او فكر بچه هاست
    هرجا شده هويج هم امروز ميخرد
    بيچاره پيرزن ، همه برف است كوچه ها
    او از ميان كلفت و نوكر ز شهر خويش
    آمد بجستجوي من و سرنوشت من
    آمد چهار طفل دگر هم بزرگ كرد
    آمد كه پيت نفت گرفته بزير بال
    هر شب در آيد از در يك خانه فقير
    روشن كند چراغ يكي عشق نيمه جان
    او را گذشته ايست ، سزاوار احترام :
    تبريز ما ! بدور نماي قديم شهر
    در ( باغ بيشه ) خانه مردي است باخدا
    هر صحن و هر سراچه يكي دادگستري است
    اينجا بداد ناله مظلوم ميرسند
    اينجا كفيل خرج موكل بود وكيل
    مزد و درآمدش همه صرف رفاه خلق
    در ، باز و سفره ، پهن
    بر سفره اش چه گرسنه ها سير ميشوند
    يك زن مدير گردش اين چرخ و دستگاه
    او مادر من است
    انصاف ميدهم كه پدر رادمرد بود
    با آنهمه درآمد سرشارش از حلال
    روزي كه مرد ، روزي يكسال خود نداشت
    اما قطارهاي پر از زاد آخرت
    وز پي هنوز قافله هاي دعاي خير
    اين مادر از چنان پدري يادگار بود
    تنها نه مادر من و درماندگان خيل
    او يك چراغ روشن ايل و قبيله بود
    خاموش شد دريغ
    نه ، او نمرده ، ميشنوم من صداي او
    با بچه ها هنوز سر و كله ميزند
    ناهيد ، لال شو
    بيژن ، برو كنار
    كفگير بي صدا
    دارد براي ناخوش خود آش ميپزد
    او مرد و در كنار پدر زير خاك رفت
    اقوامش آمدند پي سر سلامتي
    يك ختم هم گرفته شد و پر بدك نبود
    بسيار تسليت كه بما عرضه داشتند
    لطف شما زياد
    اما نداي قلب بگوشم هميشه گفت :
    اين حرفها براي تو مادر نميشود .
    پس اين كه بود ؟
    ديشب لحاف رد شده بر روي من كشيد
    ليوان آب از بغل من كنار زد ،
    در نصفه هاي شب .
    يك خواب سهمناك و پريدم بحال تب
    نزديكهاي صبح
    او زير پاي من اينجا نشسته بود
    آهسته با خدا ،‌
    راز و نياز داشت
    نه ، او نمرده است .
    نه او نمرده است كه من زنده ام هنوز
    او زنده است در غم و شعر و خيال من
    ميراث شاعرانه من هرچه هست از اوست
    كانون مهر و ماه مگر ميشود خموش
    آن شيرزن بميرد ؟ او شهريار زاد
    هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد بعشق
    او با ترانه هاي محلي كه ميسرود
    با قصه هاي دلكش و زيبا كه ياد داشت
    از عهد گاهواره كه بندش كشيد و بست
    اعصاب من بساز و نوا كوك كرده بود
    او شعر و نغمه در دل و جانم بخنده كاشت
    وانگه باشكهاي خود آن كشته آب داد
    لرزيد و برق زد بمن آن اهتزاز روح
    وز اهتزاز روح گرفتم هواي ناز
    تا ساختم براي خود از عشق عالمي
    او پنجسال كرد پرستاري مريض
    در اشك و خون نشست و پسر را نجات داد
    اما پسر چه كرد براي تو ؟ هيچ ، هيچ
    تنها مريضخانه ، باميد ديگران
    يكروز هم خبر : كه بيا او تمام كرد .
    در راه قم بهرچه گذشتم عبوس بود
    پيچيد كوه و فحش بمن داد و دور شد
    صحرا همه خطوط كج و كوله و سياه
    طوماز سرنوشت و خبرهاي سهمگين
    درياچه هم بحال من از دور ميگريست
    تنها طواف دور ضريح و يكي نماز
    يك اشك هم بسوره ياسين چكيد
    مادر بخاك رفت .
    آنشب پدر بخواب من آمد ، صداش كرد
    او هم جواب داد
    يك دود هم گرفت بدور چراغ ماه
    معلوم شد كه مادره از دست رفتني است
    اما پدر بغرفه باغي نشسته بود
    شايد كه جان او بجهان بلند برد
    آنجا كه زندگي ،‌ ستم و درد و رنج نيست
    اين هم پسر ، كه بدرقه اش ميكند بگور
    يك قطره اشك ، مزد همه زجرهاي او
    اما خلاص ميشود از سرنوشت من
    مادر بخواب ، خوش
    منزل مباركت .
    آينده بود و قصه بيمادري من
    ناگاه ضجه ئي كه بهم زد سكوت مرگ
    من ميدويدم از وسط قبرها برون
    او بود و سر بناله برآورده از مغاك
    خود را بضعف از پي من باز ميكشيد
    ديوانه و رميده ، دويدم بايستگاه
    خود را بهم فشرده خزيدم ميان جمع
    ترسان ز پشت شيشه در آخرين نگاه
    باز آن سفيدپوش و همان كوشش و تلاش
    چشمان نيمه باز :
    از من جدا مشو
    ميآمديم و كله من گيج و منگ بود
    انگار جيوه در دل من آب ميكنند
    پيچيده صحنه هاي زمين و زمان بهم
    خاموش و خوفناك همه ميگريختند
    ميگشت آسمان كه بكوبد بمغز من
    دنيا به پيش چشم گنهكار من سياه
    وز هر شكاف و رخنه ماشين غريو باد
    يك ناله ضعيف هم از پي دوان دوان
    ميآمد و بمغز من آهسته ميخليد :
    تنها شدي پسر .
    باز آمدم بخانه چه حالي ! نگفتني
    ديدم نشسته مثل هميشه كنار حوض
    پيراهن پليد مرا باز شسته بود
    انگار خنده كرد ولي دلشكسته بود :
    بردي مرا بخاك كردي و آمدي ؟
    تنها نميگذارمت اي بينوا پسر
    ميخواستم بخنده درآيم ز اشتباه
    اما خيال بود
    اي واي مادرم
    Sajad likes this.
    سکوت میکنم ؛
    بگذار حرفهای
    دلم آنقدر یکدیگر را بزنند تا بمیرند . . . !

  2. رادیو باران

انجمن تفریحی و سرگرمی پت و مت مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
سایت تفریحی - سرگرمی پت و مت از تاریخ 13 آبان 1390 کار خودش را برای ایجاد یک محیط صمیمی و گرم برای لذت بردن شما دوستان عزیز آغاز کرده و امیدواریم در رسیدن به هدفمون که ایجاد لحظاتی شاد برای شما عزیزان است موفق بوده باشیم !
admin@pat-o-mat.com 0937-351-5363 Host DL

سرطان در کنار درد هزینه هم دارد !..

جهت کمک به موسسه محک اینجا را کلیک نمایید

صورتی چت
این صفحه از پت و مت را
در گوگل محبوب کنید