قلب در قلب بوی عشق را میدهد



آرزو

به امید نگاهت ایستادن

به روی شانه هایت سر نهادن



مرا خوشتر از اینها نیست

لبان کوچکت را بوسه زدن



هر جا برود تابوت من غوغا به پا خیزد

همه گویند:



چه سنگین می رود این مرده از بس آرزو دارد







--------------------------------------------------------------------------------




کاش می شد



در حضور خارها هم

می شود یک یاس بود



می شود حتی برای دیدن پروانه ها



شیشیه های مات یک متروکه را الماس بود



دست در دست پرنده

بال در بال



نسیم ساقه های هرز این

بیشه ها را داس بود



کاش میشد حرفی از (کاش میشد)هم نبود



هر چه بود احساس بود عشق بودویاس بود







--------------------------------------------------------------------------------




نگرونم



نمی دونم تو چی بودی



که برام عشقو آوردی



نمی دونم تو کی بودی



دلتو بهم سپردی



نمی دونم چه جوری شد



که شدم اسیر چشمات



یهو قلبمو سپردم



به چشای مثل دریات



نمی دونم که نگرونم



که تو حرفامو نفهمی



دیگه اشکامو نبینی



دیگه دردامو نفهمی



تمومش کن این سکوتو



بیا این سکوتو بشکن



بذار آدما بدونن



که هنوز عاشقتم من







--------------------------------------------------------------------------------

شعر بیشتردر

http://biatak1.blogfa.com/



موضوعات مشابه: